تبليغاتX
Cold Silence




کبریتم
کبریتی تنها
کبریتی بلند و کشیده با پاهایی لاغر و دلی بزرگ
کبریتی استوار
کبریتی درون جعبه ای سیاه
کبریتم
کبریت تنهایی های تو
کبریت غم هایت
کبریت شادی هایت
کبریت خاطراتت
کبریتم
کبریتی در حسرت رسیدن به لبهایت
کبریتی در اسارت انگشتانت
کبریتم
کبریت لبخند های تو
هر زمان که تو بخواهی
هر زمان که اراده کنی
خود را به آتش خواهم کشید

..................................................................معرفی تصویرگران

adria fruitos


..................................................................................خبرها

نمایشگاه نقاشی های هدا رفاهی
خانه هنرمندان - ۲۳ آبان - نگارخانه نامی - ۱۷ تا ۲۰
.
نمایشگاه عکس های محمد رجایی
خانه هنرمندان - ۲۳ آبان - نگارخانه میرمیران - ۱۷ تا ۲۰
.
نمایشگاه گروهی نقاشی
خانه هنرمندان - ۲۳ آبان - نگارخانه ممیز - ۱۷ تا ۲۰
.
و یک عکس جالب
کوتاه قد ترین مرد دنیا و بلند قد ترین زن دنیا ...... جالبه نه ؟؟؟؟



..................................................................................خبر خصوصی

حیرت زده شدم از خبری که شنیدم
دروازه بان تیم ملی فوتبال آلمان به خاطر تحمل نکردن مرگ دختر
دو ساله اش لارا که ۲ سال پیش بر اثر نارسایی قلبی
در گذشته بوداقدام به خودکشی کرد ...
او ماشینش را بر روی یکی از ریل های قطارهای سریع السیر
قرار داد

  لیدا خانوم تصویرگر    |   | 



دیدی این آدمای بی خیالو ؟ همیشه توی فکرن اما حرص نمی خورن ....
هه هه خیلی باحالن وقتی یه جا دعوا می شه مثل آفتاب پرست چند جور می شن
اگه حال کنه می ره اون وسطو مثل آدمای پاک و مقدس اونارو از هم جدا می کنه
یا اینکه یه نیگا می ندازه و راشو می کشه و می ره و تو دلش می گه به .........
یا اینکه اگه ازش بپرسن این خیابون اسمش چیه ؟ می گه خودمم نمی دونم
هر زمان که می بینیشون حس راحتی بهت دست می ده
اونقدر لباسای راحت می پوشن که پیش خودت می گی چه باحال اینطوری هم می شه
نه به ما که هر روز داریم خودمونو می کشیم که یه ...... بشیم
نه به اونا که می بینی داره راه خودشو می ره بعد ییهو یه اتفاق خوب زندگیشونو از این رو
به اون رو می کنه .. مثلا یه کارگردان می بینتش می گه شما همون چیزی هستی که من
واسه فیلمم دنبالش می گشتم  بعدم ییهو می بینی همون فیلم برنده اسکار می شه
هه هه هه .... عجب دنیایی به خدا ..... چاره چیه !
من هنوزم که هنوزه موندم که ما درستیم یا اونا ... می بینی تو رو خدا همیشه یه دوگانگی
وجود داره توی همه چیز .... چیز ها .... چیزک ها .... چیز و جیز ها
البته از حق نگذریم گاهی این آدما خیلی مفید می شن مثلا توی پیاده رو حالت بهم
می خوره داری بالا میاری از بس بوش بده کسی نمیاد کمکت اما اینجور آدما میان .....
که خیلی ها اسم اینجور آدما رو می ذارن با وجدان و انسان
من هم قبول دارم چون همه چیزو آسون می گیرن و با آرامش زندگی می کنن از خیلی ماها
جلوترن ...... مثلا سکته قلبی تهدیدشون نمی کنه
هنوز با احساس خودم کنار نیومدم که این آدمای بی خیالو دوسشون دارم یا نه ؟؟؟؟؟؟
اما وقتی عمیق تر فکر می کنم یاد کلی از خاطره هام می افتم .... که می بینم بهشون
احساس دارم .... هه هه هه
یه بار دنده ماشین وقتی که دنده ۳ بود روی پل حافظ شکست و از جا در اومد
سریع اومدمو نگه داشتمو دنبال کمک گشتم ... دیدم روبرو یه مغازه تعمیراتیه .. رفتم اونجا
مشکلو گفتم اما از اونجا که آدمای بی خیالی نبودنو کلی داشتن حرص پول می زدن نیومدن
کمک من تا اینکه یه آدم بی خیال پیدا شدو اومد کمکم .... وقتی دید که کاریش نمی تونه بکنه
انگار که من بچه ام اومد جلو گفت خانوم شما با همین دنده شکسته باید خودتو به خونه ات
برسونی هیچ راهی نداره .. اینم کارت من اگه نتونستی زنگ بزن هر جا باشی میام که هول
بدیم .... منم یه نگاه بدی کردم از اون نگاها که هیچ مردی نمی تونه
و با همون دنده از چهارراه ولیعصر تا انقلاب خودمو رسوندم به تعمیرگاه . بماند که کلی بوق زدن
و شب که اومدم خونه کارتو نگاه کردم دیدم آقا روش نوشته خوشم اومده ازت با من تماس بگیر
حالا شغل آقا چی بود ....... مدیر یک اداره دولتی که کلی هم گزینش شده


 


ادامه مطلب
  لیدا خانوم تصویرگر    |   |